تعداد کل بازديد : 10353

  بازديد امروز : 5

  بازديد ديروز : 4

خرداد 87 - پرپرواز2

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

لينک دوستان

لوگوي دوستان

 

درباره خودم

< >

 

لينک به لوگوي من

خرداد 87 - پرپرواز2

 

حضور و غياب

يــــاهـو

 

فهرست موضوعي يادداشت ها

ادبي[130]
خبري[25]
ادبي 2[17]
حکايت ها[12]
اجتماعي[12]

 

بايگاني

فروردین 86 [8]
اردیبهشت 86 [4]
اسفند 85 [6]
بهمن 85 [6]
دی 85
ابان 85 [7]
مهر 85 [8]
شهريور85 [8]
مرداد 85 [16]
تیر 85 [15]
خرداد 85 [10]
اردیبهشت 85 [6]
جملاتی طلا تر از طلا [3]
زندگی زیباست
دانستنی ها [6]
مصاحبه
خبری [3]
سخن روز [4]
خرداد 86 [5]
تیر 86 [16]
مرداد 86 [12]
شهریور 86 [9]
مهر 86 [3]
ابان 86 [3]
اذر 86
دي86
بهمن 86
اسفند86 [3]
فروردين 87 [4]
ارديبهشت 87 [3]
net work [3]
خرداد 87 [2]

 

جستجوي سريع

 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

 

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

[ و فرمود : ] فرزند را بر پدر حقى است و پدر را بر فرزند حقى . حق پدر بر فرزند آن بود که فرزند در هر چيز ، جز نافرمانى خداى سبحان ، او را فرمان برد ، و حق فرزند بر پدر آن است که او را نام نيکو نهد و نيکش ادب آموزد و قرآنش تعليم دهد . [نهج البلاغه]

< >

+ ميلاد بانوي دو عالم

نويسنده:هانيه .خ::: سه‏شنبه 4/4/1387::: ساعت 1:40 صبح


 


   


گل ياس عالم بالا                  خوش امدي يا زهرا


 


 


****تقديم به همه مادران****


 



< >

+ چند جمله قشنگ

نويسنده:هانيه .خ::: دوشنبه 6/3/1387::: ساعت 11:16 عصر
چند جمله قشنگ

 

بابا نان نداد... بابا نميتونه که واسه بچه هاش نان بياره... بابا از بچه هاش خجالت کشيد...

 


امين از اکرم جدا شد... امين نامردي کرد زد زير قولش... اکرم تنها شد...

 


کبري بالاخره تصميمشو گرفت... تصميم گرفت واسه اينکه ديگه گشنه نمونه بره پيش اميراي دبي... کبري رفت... کبري ديگه برنگشت...مامانش سکته کرد مرد

 


حسنک همه ي گاو و گوسفنداشو فروخت تا خرج دوا دکتر مامانشو جور کنه... حسنک ديگه گاو و گوسفندي نداره که براش ما ما و بع بع کنن... حالا حسنک مونده و يه مادر پير و مريض...

 


کوکب خانم ماست و کره و پنير نداشت که بذاره رو سفره... کوکب خانم خونه ايي نداره که هرروز اونو تميزکنه...

 


آن مرد زير باران نيامد... آن مرد خيلي وقته که معتاد شده و افتاده گوشه ي خونه...

 


چوپان دروغگو خيلي وقته که ديگه دروغ نميگه اما هيشکي باور نميکنه... اينجا کسي نميگه که آدما ميتونن خوب بشن که آدما ميتونن عوض بشن... هيشکي نميخواد قبول کنه که چوپان دروغگو ديگه دروغ نميگه...

 


دهقان فداکار رفت جنگ... رفت که از مملکتش دفاع کنه...رفت که غيرتشو نشون بده رفت و ديگه برنگشت...

 


يه جمله ي قشنگ: آرامش را از کودکان بياموزيد. ببينيد چگونه آنها درست در همان لحظه ايي که هستند زندگي ميکنند و لذت ميبرند ! وانمود کنيد شما هم مي توانيد مثل آنها باشيد.

 


يه جمله ي قشنگ: با خودت تکرار کن: من به آينده علاقه دارم زيرا بقيه ي عمرم را بايد در آن بگذرانم


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[6/5/1387- 2:35 ص] پل هاي زيادي هست که بايد آنها را ساخت
[18/4/1387- 3:2 ص] لحظه هاي بهتر بالاخره از راه ميرسند
[8/4/1387- 1:33 ص] يک نکته از دکتر علي شريعتي
[7/4/1387- 1:59 ص] شما عظيم تر از آن هستيد که فکر مي کنيد
[6/4/1387- 1:1 ص] رسيدن به کمال
[20/3/1387- 1:13 ص] فقر
[18/2/1387- 12:48 ص] چرا خداوند مادران را آفريد
[18/2/1387- 12:46 ص] فلسفه ملاصدرا درباره خدا
[9/2/1387- 12:45 ص] نقاشي هاي ناخودآگاه ، شخصيت شما را آشکار مي کند
[13/12/1386- 12:13 ص] فرستادن نامه به 500 قرن بعد
[آرشيو شده ها]


[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com