تعداد کل بازديد : 10350

  بازديد امروز : 2

  بازديد ديروز : 4

ارديبهشت 87 - پرپرواز2

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

لينک دوستان

لوگوي دوستان

 

درباره خودم

< >

 

لينک به لوگوي من

ارديبهشت 87 - پرپرواز2

 

حضور و غياب

يــــاهـو

 

فهرست موضوعي يادداشت ها

ادبي[130]
خبري[25]
ادبي 2[17]
حکايت ها[12]
اجتماعي[12]

 

بايگاني

فروردین 86 [8]
اردیبهشت 86 [4]
اسفند 85 [6]
بهمن 85 [6]
دی 85
ابان 85 [7]
مهر 85 [8]
شهريور85 [8]
مرداد 85 [16]
تیر 85 [15]
خرداد 85 [10]
اردیبهشت 85 [6]
جملاتی طلا تر از طلا [3]
زندگی زیباست
دانستنی ها [6]
مصاحبه
خبری [3]
سخن روز [4]
خرداد 86 [5]
تیر 86 [16]
مرداد 86 [12]
شهریور 86 [9]
مهر 86 [3]
ابان 86 [3]
اذر 86
دي86
بهمن 86
اسفند86 [3]
فروردين 87 [4]
ارديبهشت 87 [3]
net work [3]
خرداد 87 [2]

 

جستجوي سريع

 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

 

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

سالمند از اينکه نزد جوان بنشيند و از او دانش آموزد، خجالت نکشد . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]

< >

+ حکايت

نويسنده:هانيه .خ::: يکشنبه 15/2/1387::: ساعت 12:10 صبح
 مي گويند براي تعمير ديگ بخار يک کشتي عظيم بخاري از يک متخصص دعوت کردند.
وي پس از آنکه به توضيحات مهندس کشتي گوش داد وسوالاتي از او کردبه قسمت ديگ بخار رفت، نگاهي به لوله هاي پيچ در پيچ کرد و چند دقيقه به صداي ديگ بخار گوش داد و چکش کوچکي را برداشت و با آن ضربه اي به شير قرمز رنگي زد ...

 

ناگهان تمام موتور بخار کشتي به طور کامل به کار افتاد وعيب آن برطف شدو آن متخصص هم در پي کار خود رفت!

روز بعد که صاحب کشتي يک صورتحساب هزار دلاري دريافت کرد متعجب شد و گفت که اين متخصص بيش از پانزده دقيقه در موتورخانه کشتي صرف نکرده است .

 

آنگاه از او صورت ريز هزينه ها را خواست و متخصص اين صورتحساب را برايش فرستاد :

بابت ضربه زدن چکش 5./ دلار !

بابت دانستن محل ضربه 5/999 دلار !!!

نتيجه : آنچه شما را به نتيجه مطلوب مي رساند الزاما نه تلاش و فعاليت سخت و طاقت فرسا که آگاهي و اطلاع از چگونگي انجام دقيق و درست کارهاست.

بسياري عمر خود را صرف بدست آوردن چيزهايي مي کنند که شيوه کسب آن را نياموخته اند.

آنها با حالتي از تعجب و عدم رضايت از خود مي پرسند : چرا زندگي مزد تلايشهايمان را نداده است در حالي که همه آنچه در توان داشتيم به کار برده ايم؟!

موفقيت و رسيدن به اهداف و خواسته ها داراي اصول و قواعدي مشخص است و قبل از هر اقدامي بايد از اين اصول آگاهي پيدا کرد.

زندگي به عمل همراه با علم وآگاهي جايزه مي دهد و شما بايد دقيقا بدانيد که چه کارهايي ،در چه زماني و با چه شيوه اي انجام دهيد تا به نتايج مورد نظرتان دست پيدا کنيد


< >

+ بزرگي در احترام داشتن نيست بلکه در شايستگي احترام است.

نويسنده:هانيه .خ::: شنبه 14/2/1387::: ساعت 12:38 صبح

بزرگي در احترام داشتن نيست بلکه در شايستگي احترام است. «ارسطو»

روزي روزگاري روباهي در جنگل با خرگوشي ملاقت کرد.
خرگوش گفت :((تو کيستي؟))
و روباه پاسخ داد:((من يک روباه هستم و اگر بخواهم مي توانم تو را بخورم.))
خرگوش پرسيد:((تو چطور مي تواني ثابت کني که روباه هستي ؟))
روباه نمي دانست که چه بگويد ،زيرا در گذشته خرگوش ها هميشه از او فرار مي کردند واز اين سئوال ها نمي پرسيدندوآنگاه خرگوش گفت :((اگر بتواني نوشته اي به من نشان بدهي که تو روباه هستي من باور خواهم کرد.))
پس روباه نزد شير دويد واز او يک گواهي گرفت که او يک روباه هست .وقتي به مکاني رسيد که خرگوش در آنجا منتظر بود ،شروع کرد به بلند خواندن آن سند .اين کار چنان او را خوشحال کرد که با لذتي فراوان روي هر جمله و پارا گراف تِأمل ميکرد.
در همين احوال خرگوش که خلاصه مطالب را از همان چند خط اول گرفته بود در جنگل گم شد و ديگر ديده نشد .روباه نزد شير بازگشت و ديد که گوزني با شيرصحبت ميکند.
گوزن ميگفت:((من مي خواهم يک گواهي کتبي داشته باشم تا ثابت کند که شما شير هستيد.))
شير گفت:((وقتي من گرسنه نباشم نيازي ندارم به خودم زحمت بدهم .وقتي گرسنه باشم تو نياز به هيچ سند کتبي نداري.))
روباه به شير گفت:((وقتي من يک گواهي براي خرگوش مي خواستم چرا به من نگفتي که چنين بگويم؟))شير گفت:((دوست عزيزم تو بايد مي گفتي که اين گواهي را براي خرگوش مي خواستي .من فکر کردم که تو اين گواهي را براي انسان هاي احمقي مي خواهي که برخي از اين حيوانات ديوانه اي اين بازي را از آنها ياد گرفته اند.))

نتيجه :شما کامليد چون در اينجا حضور داريد.شما کسي هستيد چون آفريده شده ايد.شما عظيميد زيرا عظيميد.نه پول نه مقام و نه تحصيلات ونه ديگر دستاور دهاي زندگي ارزش شما را تعيين خواهند کرد.
به دنبال آنچه مي خواهيد باشيد اما از آنها به عنوان ابزاري براي اثبات ارزش خود استفاده نکنيد.در لحظه اي با شکوه خداوند تصميم به خلق شما گرفته است.خلق موجودي با زندگي جاويدان.ارزش شما قبل از تولد از سوي بزرگترين قدرت ها تأييد شده است.صرف حضورتان در اينجا مهر تأييدي است بر منزلت غير قابل انکارتان .لذا ديگر نه هيچ کس مي تواند ارزشتان را تعيين کند و نه آن را مخدوش و يا سلب نمايد.چه دنيا به شما احترام بگذارد و ه نگذارد،چه ديگران قدر شما را بدانند و چه ندانند شما هميشه بعنوان موجودي با ارزش بوده ايد ،هستيد و خواهد بود. اين يک وعده نيست بلکه بزرگترين حقيقت هاست.

 



< >

+ ببين... نبين...

نويسنده:هانيه .خ::: شنبه 7/2/1387::: ساعت 12:2 صبح

ببين... نبين...


بلبل را ببين که حتي در قفس هم مي خواند.
پروانه را ببين که حتي با وجود کوتاهي عمر، از پرواز دست نمي کشد.
طاووس را ببين که زشتي پاهايش، افسرده اش نساخته.
زرافه را ببين که هرگز گردن کشي نمي کند.

کرم را ببين که بي دست و پا بودنش، او را از حرکت باز نداشته.
جغد را ببين که شب ها چگونه به مراقبه مشغول است.
عقاب را ببين که چگونه چشمانش را به هدفش دوخته است.
سگ را ببين که تو نجسش مي خواني اما او به تو وفادار مانده.
گوسفند را ببين که چگونه قرباني خوشي ها و نا خوشي هاي توست.
زنبور را ببين که چگونه از گل شهد برمي آورد و از دشمن دمار.
لاک پشت را ببين که چگونه شجاعانه به جاي لاک ديگران درلاک خود پنهان شده.
پشه را ببين که چگونه غرور و عظمت تو را در هم مي شکند و خشم نهفته ات را بيرون مي ريزد.
ماهي را ببين که چگونه سوداي کرمي کوچک او را به دام مي اندازد.
اسب را ببين که چگونه از روي نجابت به ولي نعمت خود خدمت مي کند.

و اما:
کرکس را نبين که پيوسته در انتظار مرگ ديگران است.
طوطي را نبين چرا که بي انديشه هر گفته اي را تکرار مي کند.
کفتار را نبين چرا که خفت ريزه خواري مي کشد.
ملخ را نبين چرا که تاراجگر زحمات ديگران است.
عنکبوت را نبين چرا که تنها به فکر بناي خانه ي خود است.
عقرب را نبين چرا که در دشواري ها به جاي حل مسئله، حلال مسئله را مي کشد.
و پرندگان را ببين که چگونه به هنگام آشاميدن، نظري نيز به آسمان دارند.



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[6/5/1387- 2:35 ص] پل هاي زيادي هست که بايد آنها را ساخت
[18/4/1387- 3:2 ص] لحظه هاي بهتر بالاخره از راه ميرسند
[8/4/1387- 1:33 ص] يک نکته از دکتر علي شريعتي
[7/4/1387- 1:59 ص] شما عظيم تر از آن هستيد که فکر مي کنيد
[6/4/1387- 1:1 ص] رسيدن به کمال
[20/3/1387- 1:13 ص] فقر
[18/2/1387- 12:48 ص] چرا خداوند مادران را آفريد
[18/2/1387- 12:46 ص] فلسفه ملاصدرا درباره خدا
[9/2/1387- 12:45 ص] نقاشي هاي ناخودآگاه ، شخصيت شما را آشکار مي کند
[13/12/1386- 12:13 ص] فرستادن نامه به 500 قرن بعد
[آرشيو شده ها]


[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com