تعداد کل بازديد : 10350

  بازديد امروز : 2

  بازديد ديروز : 4

مهر 86 - پرپرواز2

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

لينک دوستان

لوگوي دوستان

 

درباره خودم

< >

 

لينک به لوگوي من

مهر 86 - پرپرواز2

 

حضور و غياب

يــــاهـو

 

فهرست موضوعي يادداشت ها

ادبي[130]
خبري[25]
ادبي 2[17]
حکايت ها[12]
اجتماعي[12]

 

بايگاني

فروردین 86 [8]
اردیبهشت 86 [4]
اسفند 85 [6]
بهمن 85 [6]
دی 85
ابان 85 [7]
مهر 85 [8]
شهريور85 [8]
مرداد 85 [16]
تیر 85 [15]
خرداد 85 [10]
اردیبهشت 85 [6]
جملاتی طلا تر از طلا [3]
زندگی زیباست
دانستنی ها [6]
مصاحبه
خبری [3]
سخن روز [4]
خرداد 86 [5]
تیر 86 [16]
مرداد 86 [12]
شهریور 86 [9]
مهر 86 [3]
ابان 86 [3]
اذر 86
دي86
بهمن 86
اسفند86 [3]
فروردين 87 [4]
ارديبهشت 87 [3]
net work [3]
خرداد 87 [2]

 

جستجوي سريع

 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

 

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

آنکه جامه دانش بپوشد، عيبش از مردم نهان ماند [امام علي عليه السلام]

< >

+ داستان ليوان آب

نويسنده:هانيه .خ::: سه‏شنبه 17/7/1386::: ساعت 9:0 صبح

داستان ليوان آب


استادى در شروع کلاس درس، ليوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند : پنجاه گرم , صد گرم و ...استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمي‌دانم دقيقاً وزنش چقدر است.
اما سوال من اين است: اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هيچ اتفاقى نمي‌افتد.
استاد پرسيد: خوب، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم، چه اتفاقى مي‌افتد؟
يکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد مي‌گيرد.
حق با توست. حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد ديگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بي‌حس مي‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار مي‌گيرند و فلج مي‌شوند. و مطمئناً کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدند.
استاد گفت: خيلى خوب است. ولى آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير کرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روى عضلات مي‌شود؟ من چه بايد بکنم؟
شاگردان گيج شدند: يکى از آنها گفت: ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت: دقيقاً. مشکلات زندگى هم مثل همين است.
اگر آنها را چند دقيقه در ذهن‌تان نگه داريد، اشکالى ندارد. اگر مدت طولاني‌ترى به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد.
اگر بيشتر از آن نگه‌شان داريد، فلج‌تان مي‌کنند و ديگر قادر به انجام کارى نخواهيد بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد.
به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي‌گيريد، هر روز صبح سرحال و قوى بيدار مي‌شويد و قادر خواهيد بود از عهده هر مسئله و چالشى که برايتان پيش مي‌آيد، برآييد!
دوست من، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذار. زندگى همين است!


 



< >

+ آسان و مشکل

نويسنده:هانيه .خ::: پنجشنبه 5/7/1386::: ساعت 9:0 صبح

             آسان و مشکل


در دفترچهءآدرس اشخاص جا داشتن آسان است.
در قلب آنها جا باز کردن مشکل است .

قضاوت در بارهء اشتباه ديگران آسان است
تشخيص اشتباه خود مشکل است .

حرف زدن بدون فکر کردن آسان است .
گرفتن جلو زبان از حرف زدن مشکل است.

اذيت کردن شخصي که ما رو دوست دارد آسان است.
التيام زخم ديگران مشکل است.

عفو و بخشيدن ديگران آسان است .
طلب عفو کردن مشکل است.

تنظيم قوانين آسان است .
ولي رعايت آنها مشکل است

خوابيدن در هر شب آسان است
ولي مبارزه با آن مشکل است.

نشان دادن يپروزي آسان است.
قبول کردن شکست مشکل است.

حظ کردن از يک ماه کامل آسان است .
ولي ديدن طرف ديگر آن مشکل است.

زمين خوردن با يک سنگ آسان است .
ولي بلند شدن مشکل است.

لذت بردن از زندگي آسان است.
ولي ارزش واقعي دادن به آن مشکل است.

قول دادن بعضي چيز ها به بعضي افراد آسان است .
ولي وفاي به عهد مشکل است.

گفتن اينکه ما عاشقيم آسان است .
ولي نشان دادن مداوم آن مشکل است .

انتقاد از ديگران آسان است.
ولي خودسازي مشکل است.

ايراد گيري از ديگران آسان است.
عبرت گرفتن از آنها مشکل است.

گريه کردن براي يک عشق ديرينه آسان است.
ولي تلاش براي از دست نرفتن آن مشکل است.

فکر کردن براي پيشرفت آسان است
متوقف کردن فکر و رويا و عمل به آن مشکل است.

فکر بد کردن در مورد ديگران آسان است.
رها ساختن آنها از شک و دودلي مشکل است.

دريافت کردن آسان است.
اهدا کردن مشکل است.

خوندن اين متن آسان است .
ولي پيگيري آن مشکل است.

حفظ دوستي با کلمات آسان است .
حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است



< >

+ خداي بزرگ

نويسنده:هانيه .خ::: چهارشنبه 4/7/1386::: ساعت 1:33 صبح
 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[6/5/1387- 2:35 ص] پل هاي زيادي هست که بايد آنها را ساخت
[18/4/1387- 3:2 ص] لحظه هاي بهتر بالاخره از راه ميرسند
[8/4/1387- 1:33 ص] يک نکته از دکتر علي شريعتي
[7/4/1387- 1:59 ص] شما عظيم تر از آن هستيد که فکر مي کنيد
[6/4/1387- 1:1 ص] رسيدن به کمال
[20/3/1387- 1:13 ص] فقر
[18/2/1387- 12:48 ص] چرا خداوند مادران را آفريد
[18/2/1387- 12:46 ص] فلسفه ملاصدرا درباره خدا
[9/2/1387- 12:45 ص] نقاشي هاي ناخودآگاه ، شخصيت شما را آشکار مي کند
[13/12/1386- 12:13 ص] فرستادن نامه به 500 قرن بعد
[آرشيو شده ها]


[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com