تعداد کل بازديد : 10351

  بازديد امروز : 3

  بازديد ديروز : 4

شهریور 86 - پرپرواز2

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

لينک دوستان

لوگوي دوستان

 

درباره خودم

< >

 

لينک به لوگوي من

شهریور 86 - پرپرواز2

 

حضور و غياب

يــــاهـو

 

فهرست موضوعي يادداشت ها

ادبي[130]
خبري[25]
ادبي 2[17]
حکايت ها[12]
اجتماعي[12]

 

بايگاني

فروردین 86 [8]
اردیبهشت 86 [4]
اسفند 85 [6]
بهمن 85 [6]
دی 85
ابان 85 [7]
مهر 85 [8]
شهريور85 [8]
مرداد 85 [16]
تیر 85 [15]
خرداد 85 [10]
اردیبهشت 85 [6]
جملاتی طلا تر از طلا [3]
زندگی زیباست
دانستنی ها [6]
مصاحبه
خبری [3]
سخن روز [4]
خرداد 86 [5]
تیر 86 [16]
مرداد 86 [12]
شهریور 86 [9]
مهر 86 [3]
ابان 86 [3]
اذر 86
دي86
بهمن 86
اسفند86 [3]
فروردين 87 [4]
ارديبهشت 87 [3]
net work [3]
خرداد 87 [2]

 

جستجوي سريع

 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

 

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

در انتخاب دوست، آزمودن را مقدّم دار ؛ زيراآزمودن، معيار جدا سازِ ميان نيکان و بدان است . [امام علي عليه السلام]

< >

+ گل سرسبد ماه هاي خداوند...

نويسنده:هانيه .خ::: دوشنبه 26/6/1386::: ساعت 12:0 عصر

گل سرسبد ماه هاي خداوند...

و رمضان گل سرسبد ماه هاي خدا شد... خدا در رمضان مهماني مي داد و به مهمان هايش مي گفت: هر نفسي که مي کشيد به من سلام مي دهيد ، خوابتان هم عبادت است.دعايتان را مستجاب مي کنم و اشک هايتان را مي بينم. دل تنگي هايتان را مي فهمم. رمضان هزار نشانه است که شما ببينيد. نشانه هايي که من برايتان گذاشته ام. مهماني است اينجا. نشاني مي دهم دستتان. راه را گم نکنيد که منتظرم. سحرها چشم انتظارتان هستم که بياييد اينجا. سحرهاي اين ماه رنگش فيروزه اي است، بياييد و صدايم کنيد که سفره پهن و حاضر است. دلتان هم که تنگ شده سرتان را بلند کنيد، نگاهي به آسمان بيندازيد، من را خواهيد ديد. غروب ها هم انتظارتان را مي کشم. من توي آسمان هستم. توي زمين هستم و توي صداي اذان هستم. در غروب پيدايم مي کنيد و در باران مرا حس مي کنيد، در آفتاب هم هستم ماه را هم که ببينيد مرا حس مي کنيد. هميشه هستم ، صدايم کنيد صدايتان را مي شنوم: ادعوني استجب لکم...
هميشه بوده ام اما رمضان از نام هاي من است. من خود پاداش روزه ام. در شبهاي تاريکتان من روشنايي ام. فرشتگانم به شما سلام مي دهند و شيطان جرات نزديکي به شما را ندارد. شب هايتان که از من پر شود ، ديگر جايي براي شيطان نمي ماند. قرآن را هم برايتان در اين ماه فرستادم تا شاد و رستگار بمانيد



< >

+ جملاتي از دکتر شريعتي

نويسنده:هانيه .خ::: سه‏شنبه 20/6/1386::: ساعت 9:0 صبح

جملاتي از دکتر شريعتي


 انتظار بزرگ ترين عامل آماده باش و آمادگي هست.
 خدا تنها به معني آفريننده ي هستي نيست، بلکه معني هستي نيز هست.
 ايمان چه قدر لغت قشنگ است! آن چيزي است که به روح آواره و متشتت و پريشان و تجزيه شده ، تکيه گاه مي بخشد.
 قرآن طبيعتي است ساخته شده از کلمات، چنان که طبيعت ، قرآني است ساخته شده از عناصر.
 ايمان بي عشق، اسارت در ديگران است و عشق بي ايمان، اسارت در خود
 هر نعبدي در انتظار نيايشگر تنهاي خويش است.
 نيايش ، معراج به سوي ابديت، پرواز به قله ي مطلق و صعود به ماوراي آن چه هست!
 انسان موجودي است که بايد دوست بدارد و بپرستد.
 راه تقرب خدا در اسلام ، تعقل است نه تعبد.
 بزرگ ترين رنج اين است که آدم باشد، بدون اين که بداند براي چه هست؟شيطان يکه از ابعاد خود ماست ؛ چنان که روح خدا يکي از ابعاد ديگر خود ماست.
 تقوا تنها سلاح مجاهد است و تهمت ، تنها سلاح منافق.
 فرد در موقعي ساخته مي شود که کوشش مي کند تا ديگران را بسازد.
 هجرت تنها عامل تکوين يک نمدن در طول تاريخ بوده است.
 آن که معترض نيست ، منتظر نيست. و منتظر ، معترض نيست.
 مذهب سنتي ، تجلي روح دسته جمعي يک جامعه است


 



< >

+ شمشيربازي با خدا

نويسنده:هانيه .خ::: دوشنبه 19/6/1386::: ساعت 9:0 صبح

شمشيربازي با خدا


 


عاشق شد و خدا شمشيري به او داد، که عشق شمشيربازي است. شمشيري نه براي آن که بزند و نه براي آن که بکشد و نه براي آن که زخم بگذارد و خون بريزد. شمشيري تنها براي آن که بداند عشق، بازي است. بازي اي بسيار سخت و بسيار ظريف و بسيار خطير. خدا شمشيري به او داد تا بداند ديگر نه نشستن جايز است و نه خوابيدن و نه آسودن. زيرا آن که شمشيري دارد بايد در معرکه باشد؛ هشيار در ميانه ميدان.


اما آن شمشير که خدا در آغاز به عاشقان مي دهد، شمشير چوبين است. زيرا که عشق در ابتدا به اين و آن است و به کسان و ناکسان است. اما نه زخم شمشيرهاي چوبي، چندان کاري است و نه درد شمشيرهاي چوبي، چندان عميق و نه مرگ با شمشيرهاي چوبي، چندان مرگ. جهان اما ميدان شمشيربازان چوبيني است. و بسياري به زخم شمشيرهاي چوبي از پا مي نشينند. بسياري به شکستن شمشيرهاي چوبي شان دست از بازي مي کشند. و بعضي چنان فريفته اين بازي اند و چنان سرگرم، که گمان نمي برند بازي اي بزرگ تر نيز هست و حريفي قَدرتر و شمشيري بُراتر.


و اين زمين آکنده است از شمشيرهاي چوبي شکسته و شمشيرهاي موريانه خورده و شمشيرهاي زينتي بي کار آويخته بر ديوار.


هرچند بازي با شمشيرهاي چوبی را هم لذتی است و شوری و شادی ای؛ اما چه شکوه ناچیزی دارد این بازی که شمشیرش چوبی است و حریفش این و آن میدانش به این کوچکی.


اما گریزی نیست که عاشقان، بازی را به شمشیری چوبی آزموده می شوند و آماده.


و آن کس که به نیکویی از عهده بازی با شمشیرهای چوبی برآید، کم کم سزاوار آن می شود که خدا شمشیری راستین به او بدهد؛ بُرنده و برهنه. و آن گاه است که خدا خود به میدان می آید تا حریف، عاشق شود و همبازی اش. و آن که با خدا شمشیربازی می کند، می داند که هرگز نخواهد برد. او برای باختن آمده است. اما چه لذتی دارد این بازی؛ بازی با خداوند. و چه شورانگیز است زخم این شمشیر و چه شیرین است درد این شمشیر و چه خوش است مرگ، زیر چکاچک رقص این شمشیر.


و عاشقان می دانند که زندگی چیزی نیست جز فرصت شمشیربازی با خدا.


* برداشتی از این بیت مثنوی


عشقی که بر انسان بُوَد، شمشیر چوبین آن بُوَد


آن عشق با رحمان شود چون آخر آید ابتلا



< >

+ رابطه روز تولد و شخصيت شما

نويسنده:هانيه .خ::: شنبه 10/6/1386::: ساعت 9:0 صبح

روان شناسان شخصيتي براين عقيده اند که شماره تولد، شما را از آن چيزي که مي خواهيد باشيد دور نمي کند، بلکه مانند رنگي است که نوع آن و زيبايي اش براي افراد مختلف متفاوت است. به مثال زير توجه کنيد :
فرض مي کنيم که شما متولد  8 مهر 1355 هستيد.مهر ماه هفتم (7) سال است پس :
2 = 1+1 = 11 = 0+7+3+1 = 1370 = 1355+7+8
شماره تولد 2 است و اکنون مي توانيد آنچه راکه مربوط به اين شماره است با خود مطابقت دهيد .



تفسير اعداد :



 



 1- خالق و مبتکر :



"" يک"" ها پايه و اساس زندگي هستند. هميشه عقايد جديد و بديع دارند و اين حالت در آنها طبيعي است. هميشه دوست دارند تمامي کارها و مسائل بر حول محوري که آنها مي گويند و تعيين مي کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهي خود خواه مي شوند. با اين حال ""يک"" ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبي مهارتهاي سياسي را ياد ميگيرند . هميشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق اين هستند که ""بهترين"" باشند . در استخدام خود بودن و براي خود کار کردن بزرگترين کمک به آنهاست ولي بايد ياد بگيرند عقايد ديگران ممکن است بهتر باشد و بايد با رويي باز آنها را نيز بشنوند .



 



 2- پيام آور صلح :



 



"" دو"" ها سياستمدار به دنيا مي آيند ! از نياز ديگران خبر دارند و غالبا پيش از ديگران به آنها فکر مي کنند . اصلا تنهايي را دوست ندارند . دوستي و همراهي با ديگران برايشان بسيار مهم است و مي تواند آنها را به موفقيت در زندگي رهنمون سازد . اما از طرف ديگر ، چنانچه در دوستي با کسي احساس ناراحتي کنند ترجيح مي دهند تنها باشند.از آنجايي که ذاتا خجالتي هستند بايد در تقويت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند .



 



3-  قلب تپنده زندگي :



 



"" سه "" ها ايده آليست هستند، بسيار فعال،اجتماعي،جذاب،رمانتيک وبسيار بردبار و پر تحمل .خيلي کارها را با هم شروع مي کنند اما همه آنها را پيگيري نمي کنند. دوست دارند که ديگران شاد باشند و براي اين کار تمام تلاش خود رابه کار مي گيرند. بسيار محبوب اجتماعي و ايده آليست هستند اما بايد ياد بگيرند که دنيا را از ديد واقعگرايايه تري هم ببينند .



 



 4- محافظه کار :



 



"" چهار"" ها بسيار حساس و سنتي هستند. آنها عاشق کارهاي روزمره، روتين و پيرو نظم و انضباط هستند و تنها زماني وارد عمل مي شوند که دقيقا بدانند چه کاري بايد انجام دهند. به سختي کار و تلاش مي کنند. عاشق طبيعت و محيط خارج از خانه هستند . بسيار مقاوم و با پشتکار هستند. اما بايد ياد بگيرند که انعطاف پذيري بيشتري داشته و با خود مهربانتر باشند .



 



 5- ناهماهنگ با جماعت :



 



"" پنج"" ها جهانگرد هستند و کنجکاوي ذاتي، خطر پذيري و اشتياق سيري ناپذير آنها به جهان هستي و ديدن محيط اطراف خود،غالبا برايشان درد سر ساز مي شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در يک جا ثابت بمانند. تمام دنيا مدرسه آنهاست و در هر موقعيتي به دنبال يادگيري هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمي شود. آنها به خوبي ياد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامي جوانب کار را سنجيده و مطمئن شوند که پيش از نتيجه گيري ،تمامي حقايق را مد نظر قرار داده اند .



 



 6- رمانتيک و احساساتي :



 



"" شش"" ها ايده آليست هستند و زماني خوشحال مي شوند که احساس مفيد بودن کنند . يک رابطه خانوادگي بسيار محکم براي آنها از اهميت ويژه اي برخوردار است. اعمالشان بر تصميم گيري هايشان موثر است و آنها حس غريب براي مراقبت از ديگران و کمک به آنها دارند. بسيار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگي مي شوند. عاشق هنرو موسيقي هستند . دوستاني صادق و در دوستي ثابت قدم هستند.""شش"" ها بايد بين چيزهايي که مي توانند آنها را تغيير دهند و چيزهايي که نمي توانند، تفاوت قائل شوند .



 



 7- عاقل و خردمند :



 



"" هفت"" ها جستجو گر هستند. آنها هميشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفي بوده و به سختي اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقيقي آن مي پذيرند.احساسات هيچ ارتباطي با تصميم گيري هاي آنها ندارد. با اينکه در مورد همه چيز در زندگي سوال مي کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هيچگاه کاري را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمي کنند و شعارآنها اين است که به آرامي مي توان مسابقه را برد. آنها فيلسوفهاي آينده هستند؛ طالبان علم که به هر چه مي خواهند مي رسند و سوال بي جوابي ندارند . مرموز هستند و در دنياي خودشان زندگي مي کنند و بايد ياد بگيرند در اين دنيا چه چيزي قابل قبول است و چه چيزي نه !



 



 8- آدم کله گنده :



 



"" هشت "" ها حلال مشکلات هستند. اساسي و حرفه اي سراغ مشکل رفته و آن را حل مي کنند. قضاوتي درست دارند و بسيار مصمم هستندو طرحهاو نقشه هاي بزرگي دارند و دوست دارند زندگي خوبي داشته باشند. مسووليت افراد را بر عهده مي گيرند و مردم را با هدف خاص خود مي بينند. با شرايط ويژه اي اين امکان رابه وجود مي آورند که ديگران هميشه آنها را رئيس ببينند .



 



 9- اجرا کننده و بازيگر :



 



"" نه "" ها ذاتا هنرمند هستند . بسيار دلسوز ديگران و بخشنده بوده و آخرين پول جيب خود را نيز براي کمک به ديگران خرج ميکنند . با جذابيت ذاتي شان اصلا در دوست يابي مشکلي ندارند و هيچ کـس براي آنها فرد غريبه اي به حساب نمي آيد.در حالات مختلف شخصيت هاي متفاوتي از خود بروز مي دهند و براي افرادي که اطرافشان هستند شناخت اين افراد کمي دشوار به نظر مي رسد . آنها شبيه بازيگراني هستند که در موقعيت هاي مختلف رفتارهاي متفاوتي نشان مي دهند. افرادي خوش شانس هستند اما خيلي وقتها از آينده خود بيمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها براي موفقيت بايد به يک دوستي و عشق دو جانبه که مي تواند مکملشان در زندگي باشد دست يابند


 



< >

+ کرم شب تاب

نويسنده:هانيه .خ::: جمعه 9/6/1386::: ساعت 9:0 صبح

کرم شب تاب
 


روز قسمت بود. خدا هستي را قسمت مي کرد. خدا گفت : چيزي از من بخواهيد. هر چه که باشد‚ شما را خواهم داد. سهمتان را از هستي طلب کنيد زيرا خدا بسيار بخشنده است.
و هر که آمد چيزي خواست. يکي بالي براي پريدن و ديگري پايي براي دويدن. يکي جثه اي بزرگ خواست و آن يکي چشماني تيز. يکي دريا را انتخاب کرد و يکي آسمان را.
در اين ميان کرمي کوچک جلو آمد و به خدا گفت : من چيز زيادي از اين هستي نمي خواهم. نه چشماني تيز و نه جثه اي بزرگ. نه بالي و نه پايي ‚ نه آسمان ونه دريا. تنها کمي از خودت‚ تنها کمي از خودت را به من بده.
و خدا کمي نور به او داد.
نام او کرم شب تاب شد.
خدا گفت : آن که نوري با خود دارد‚ بزرگ است‚ حتي اگربه قدر ذره اي باشد. تو حالا همان خورشيدي که گاهي زير برگي کوچک پنهان مي شوي.
و رو به ديگران گفت : کاش مي دانستيد که اين کرم کوچک ‚ بهترين را خواست. زيرا که از خدا جز خدا نبايد خواست.
××××
هزاران سال است که او مي تابد. روي دامن هستي مي تابد. وقتي ستاره اي نيست چراغ کرم شب تاب روشن است و کسي نمي داند که اين همان چراغي است که روزي خدا آن را به کرمي کوچک بخشيده است


 



< >

+ هر انساني که وارد زندگيتان مي شود درسي را به شما مي آموزد

نويسنده:هانيه .خ::: پنجشنبه 8/6/1386::: ساعت 9:0 صبح

هر انساني که وارد زندگيتان مي شود درسي را به شما مي آموزد

هر انساني که وارد زندگيتان مي شود درسي را به شما مي آموزد و با اين درسهاست که چيزهاي مختلفي از زندگي، مردم و ارتباطات اجتماعي فرا مي گيريد.
وقتي شخصي به تو دروغ مي گويد به تو مي آموزد که حقيقت هميشه آن گونه نيست که وانمود مي کنند پس تو مي فهمي که صداقت هميشه آشکار نيست. اگر مي خواهي از درون قلبهايشان مطلع شوي بايد نقابهايي را که زده اند کنار بزني و ماسک خودت را هم برداري و اجازه دهي تا مردم خود واقعي تو را ببينند.
وقتي کسي از توچيزي را مي دزدد به تو مي آموزد که هيچ چيز هميشگي نيست و اينکه هميشه قدر داشته هايت را بدان و از آنها نهايت استفاده را ببر ‌چرا که ممکن است روزي آنها را از دست بدهي. حتي اگر اين داشتني ها ، يک دوست خوب يا پدر و مادر و يا عزيزترين شخص زندگيت باشد. چرا که فقط امروز آنها در کنار تو هستند وبايد قدر آنها را بداني.
وقتي کسي به زندگيت لطمه و خسارتي وارد مي کند به تو مي فهماند که پيمانهاي انساني ترد و شکننده هستند. پس محافظت و مراقبت از جسم و روحت بهترين کار ممکن است که مي تواني انجام دهي.
وقتي کسي تو را تحقير کرد به تو مي آموزد که هيچ دو نفري مثل هم نيستند. اگر با مردمي مواجه شده که با تو فرق داشتند، از ظاهر وعمل آنها در موردشان قضاوت نکن به کنه و اصل آنها رخنه کن و آنگاه از قلبت نظر سنجي کن .
وقتي کسي قلب تو را شکست به تو مي آموزد که دوست داشتن هميشه اين معني را نمي دهد که شخص مقابل هم تو را دوست داشته باشد اما با اين وجود به عشق پشت نکن چون وقتي شخص مناسبت را يافتي آرامش و لذتي را که او همراه خود مي آورد تمام سختي هاي گذشته ات را مبدل به نيک فرجامي خواهد کرد.
وقتي کسي با تو دشمني کرد به تو مي آموزد که هر کسي ممکن است اشتباه کند در اين لحظه بهترين کاري که مي تواني انجام دهي اين است که آن شخص را بدون هيچ ريا و خودنمايي عفو کني- بخشيدن کساني که باعث آزار شما مي شوند مشکل ترين کاري است که مي توان انجام داد.
وقتي کسي را که دوست داشتي به تو خيانت مي کند به تو مي آموزد تا مقاوم نبودن در برابر وسوسه ها بزرگترين معضل بشر است . در برابر وسوسه ها مقاوم باشيد که اگر به اين مهم عمل نماييد پاداشتان را ميگيريد.
وقتي کسي تو را فريب مي دهد به تو مي آموزد که حرص و آز ريشه در بدبختي دارد.
از ته دل آرزو کن تا روياهايت به واقعيت بپيوندد اين اصلا مهم نيست که خواسته هايت چقدر بزرگ باشند. به موفقيت هايت بينديش اما هرگز اجازه نده تا وسواس فکري بر اهدافت پيروز گردد. فکرهاي منفي را در تله مثبت انديشي نابود کن .
وقتي کسي تو را مسخره مي کند به تو مي آموزد که هيچ شخصي کامل نيست. مردم را با شايستگي هايي که دارند بپذير و کم و کاستي هايشان را تحمل کن. اما درسهايي که توسط انسانهاي خوب به انسان داده مي شود:
وقتي کسي به تو عشق مي ورزد به تو مي آموزد که عشق ،‌مهرباني ، فروتني ، صداقت ، حسن نيت و بخشش مي تواند هر نوع شر و بدي را خنثي نمايند.


 



< >

+ تست شخصيت شناسي

نويسنده:هانيه .خ::: چهارشنبه 7/6/1386::: ساعت 9:0 صبح

تست شخصيت شناسي


به اين تست شک نکنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است که اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً کار دشوارى نيست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنيد. يک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد که بتوانيد امتيازهايى که گرفته ايد را جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع کنيد:

1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟
الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟
الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سريع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زير، ه- - خيلى آهسته

۳) وقتى با ديگران صحبت مى کنيد؛
الف _ مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد،
ب- دستها را در هم قلاب مى کنيد،
ج _ يک يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد،
د _ دست به شخصى که با او صحبت مى کنيد، مى زنيد،
و ه-_ با گوش خود بازى مى کنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مىکنيد

۴) وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟
الف _ زانوها خم و پاها تقريباً کنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بيرون،
د _ يک پا زير ديگرى خم

۵) وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهيد؟
الف _ خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند کوچک،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند کوچک

۶) وقتى وارد يک ميهمانى يا جمع مى شويد؛
الف _ با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب _ با صداى آرامتر سلام مى کنيد و سريع به دنبال شخصى که مى شناسيد، مى گرديد
ج _ در حد امکان آرام وارد مى شويد، سعى مى کنيد به نظر سايرين نياييد

۷) سخت مشغول کارى هستيد، بر آن تمرکز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى کند؛
الف _ از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى کنيد
ب _ بسختى ناراحت مى شويد
ج _ حالتى بينابين اين ۲ حالت ايجاد مى شود

۸) کداميک از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟
الف- قرمز يا نارنجى
ب- سياه
ج- زرد يا آبى کمرنگ
د- سبز
ه- آبى تيره يا ارغوانى
و- سفيد
ز- قهوه اى، خاکسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشيد؟
الف- به پشت
ب- روى شکم (دمر)
ج- به پهلو و کمى خم و دايره اى
د- سر بر روى يک دست
ه- سر زير پتو يا ملافه...

۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد که:
الف- از جايى مى افتيد.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج- به دنبال کسى يا چيزى هستيد.
د- پرواز مى کنيد يا در آب غوطه وريد.
ه- اصلاً خواب نمى بينيد.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد

امتيازات
سؤال اول: الف(۲ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۶ امتياز)

سؤال دوم: الف (۶امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۷ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال سوم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۵ امتياز)، د (۷ امتياز)، ه (۶ امتياز)

سؤال چهارم: الف (۴ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۲ امتياز)، د (۱ امتياز)

سؤال پنجم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۲ ا متياز)

سؤال ششم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۲ امتياز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۴ امتياز)

سؤال هشتم: الف (۶ امتياز)، ب (۷ امتياز)، ج (۵امتياز)، د (۴ امتياز)، ه (۳ امتياز) و (۲ امتياز)، ز (۱ امتياز)

سؤال نهم: الف (۷ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۴ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)

سؤال دهم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۶ امتياز)، و (۱ امتياز)

خب، امتيازهايتان را جمع زديد. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقايسه کنيد و شخصيت خودتان را بشناسيد.

نتيجه گيرى
* اگر امتياز شما بالاى ۶۰ است: ديگران در ارتباط و رفتار با شما شديداً مراقب و هوشيار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهايت
سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسين مى کنند و به ظاهر مى گويند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و
نسبت به ايجاد رابطه اى عميق و دوستانه بى ميل و فرارى هستند.

* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتياز داريد: بدانيد دوستان شما را تحريک پذير مى دانند، بدون فکر عمل مى کنيدو سريع از موضوعات ناخوشايند برآشفته
مى شويد ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصميم گيريهاى سريع داريد (هرچند اغلب درست از کار درنمى آيند!) ديگران شما را جسور و اهل
مخاطره مى دانند. کسى که همه چيز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجويى لذت مى برد و در مجموع به دليل ايجاد شرايط و بستر
هيجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بينند.
شما دائماً مرکز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهميده به نظر مى رسيد. قادر
هستيد به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شويد و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنيد و در همان شرايط و در صورت لزوم
بهترين کمک بر اعضاى گروه هستيد.

* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتياز نصيب شما شد: بدانيد در نظر سايرين معقول، هوشيار، دقيق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستيد. همه مى دانند شما
باهوش و با استعداد هستيد اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستيد. به سرعت و سادگى با ديگران باب دوستى را باز نمى کنيد. اما اگر
با کسى دوست شويد صادق، باوفا و وظيفه شناس هستيد. اما انتظار بازگشت اين صداقت و صميميت از طرف دوستانتان را داريد گرچه
سخت دوست مى شويد اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنيد.

* از ۲۱ تا ۳۰ امتياز : در نظر سايرين فردى زحمت کش هستيد اما متأسفانه گاهى اوقات ايرادگير هستيد. شما بسيار بسيار محتاط و بى
نهايت ملاحظه کار به نظر مى رسيد. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زياد در جمع بار ديگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و
براساس تحريک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. ديگران مى دانند شما هميشه تمام جوانب کارها را مى سنجيد و سپس تصميم مى
گيريد.

* و اگر کمتر از ۲۱ امتياز داشتيد: ديگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که هميشه سايرين به عوض او
فکر مى کنند، برايش تصميم مى گيرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمايل به درگيرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد ديگر
را ندارد!



< >

+ چه کسي واقعا خدارا دوست دارد!

نويسنده:هانيه .خ::: سه‏شنبه 6/6/1386::: ساعت 10:0 عصر

 


چه کسي واقعا خدارا دوست دارد!




 


مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد که در يک دستش مشعل و در دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده


اي روشن و تاريک راه ميرفت.مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد: اين مشعل و سطل آب را کجا مي بري؟ فرشته


جواب داد:مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب،آتش هاي جهنم را خاموش کنم.آن


 وقت ببينم چه کسي واقعا خدارا دوست دارد!



< >

+ شام آخر

نويسنده:هانيه .خ::: سه‏شنبه 6/6/1386::: ساعت 9:0 صبح

شام آخر
 


لئوناردو داوينچي هنگام کشيدن تابلوي شام آخر دچار مشکل بزرگي شد: مي‌بايست نيکي را به شکل عيسي و بدي را به شکل يهودا، از ياران مسيح که هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت کند، تصوير مي‌کرد. کار را نيمه تمام رها کرد تا مدل‌هاي آرمانيش را پيدا کند.
روزي در يک مراسم همسرايي، تصوير کامل مسيح را در چهره يکي از آن جوانان همسرا يافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هايي برداشت.
سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريبأ تمام شده بود؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نکرده بود. کاردينال مسئول کليسا کم کم به او فشار مي‌آورد که نقاشي ديواري را زودتر تمام کند.
نقاش پس از روزها جستجو، جوان شکسته و ژنده‌پوش و مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا کليسا بياورند، چون ديگر فرصتي براي طرح برداشتن نداشت.
گدا را که درست نمي‌فهميد چه خبر است، به کليسا آوردند: دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع، داوينچي از خطوط بي‌تقوايي، گناه و خودپرستي که به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري کرد.
وقتي کارش تمام شد، گدا، که ديگر مستي کمي از سرش پريده بود، چشم‌هايش را باز کرد و نقاشي پيش رويش را ديد و با آميزه‌اي از شگفتي و اندوه گفت: «من اين تابلو را قبلأ ديده‌ام!»
داوينچي با تعجب پرسيد: «کي؟»
- سه سال قبل، پيش از آنکه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي که در يک گروه همسرايي آواز مي‌خواندم، زندگي پر رويايي داشتم و هنرمندي از من دعوت کرد تا مدل نقاشي چهره عيسي شوم !!!!»

برگرفته از کتاب «شيطان و دوشيزه پريم»، پائولو کوئيلو


 



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[6/5/1387- 2:35 ص] پل هاي زيادي هست که بايد آنها را ساخت
[18/4/1387- 3:2 ص] لحظه هاي بهتر بالاخره از راه ميرسند
[8/4/1387- 1:33 ص] يک نکته از دکتر علي شريعتي
[7/4/1387- 1:59 ص] شما عظيم تر از آن هستيد که فکر مي کنيد
[6/4/1387- 1:1 ص] رسيدن به کمال
[20/3/1387- 1:13 ص] فقر
[18/2/1387- 12:48 ص] چرا خداوند مادران را آفريد
[18/2/1387- 12:46 ص] فلسفه ملاصدرا درباره خدا
[9/2/1387- 12:45 ص] نقاشي هاي ناخودآگاه ، شخصيت شما را آشکار مي کند
[13/12/1386- 12:13 ص] فرستادن نامه به 500 قرن بعد
[آرشيو شده ها]


[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com