تعداد کل بازديد : 10350

  بازديد امروز : 2

  بازديد ديروز : 4

اردیبهشت 86 - پرپرواز2

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

لينک دوستان

لوگوي دوستان

 

درباره خودم

< >

 

لينک به لوگوي من

اردیبهشت 86 - پرپرواز2

 

حضور و غياب

يــــاهـو

 

فهرست موضوعي يادداشت ها

ادبي[130]
خبري[25]
ادبي 2[17]
حکايت ها[12]
اجتماعي[12]

 

بايگاني

فروردین 86 [8]
اردیبهشت 86 [4]
اسفند 85 [6]
بهمن 85 [6]
دی 85
ابان 85 [7]
مهر 85 [8]
شهريور85 [8]
مرداد 85 [16]
تیر 85 [15]
خرداد 85 [10]
اردیبهشت 85 [6]
جملاتی طلا تر از طلا [3]
زندگی زیباست
دانستنی ها [6]
مصاحبه
خبری [3]
سخن روز [4]
خرداد 86 [5]
تیر 86 [16]
مرداد 86 [12]
شهریور 86 [9]
مهر 86 [3]
ابان 86 [3]
اذر 86
دي86
بهمن 86
اسفند86 [3]
فروردين 87 [4]
ارديبهشت 87 [3]
net work [3]
خرداد 87 [2]

 

جستجوي سريع

 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

 

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

آنکه مجادله به باطلش فراوان شود، کوري اش از حقيقت ماندگار شود . [امام علي عليه السلام]

< >

+ سيبي از درخت وسوسه

نويسنده:هانيه .خ::: دوشنبه 24/2/1386::: ساعت 10:0 صبح

سيبي از درخت وسوسه


نامت چه بود؟ آدم
فرزندِ ؟ من را نيست نه مادري و نه پدري بنويس اول يتيم عالم خلقت
محل تولد؟ بهشت پاک
اينک محل سکونت؟ زمين خاک
آن چيست بر گُرده نهادي؟امانت است.
قدت؟ روزي چنان بلند که همسايه خدا ، اينک به قدر سايه بختم بروي خاک
اعضاي خانواده؟ حواي خوب و پاک، قابيل وحشتناک،هابيل زير خاک
روز تولدت؟در جمعه اي ،به گمانم روز عشق
رنگت؟ اينک فقط سياه ز شرم چنان گناه
وزنت؟نه آنچنان سبک که پَرم در هواي دوست نه آنچنان سنگين که نشينم به اين زمين
جنست؟ نيمي مرا زخاک نيمي دگر خدا
شغلت؟ در کار کشت اميد بروي خاک
شاکي تو؟ خدا
نام وکيل؟ آن هم فقط خدا
جرمت؟ يک سيب از درخت وسوسه
تنها همين؟ همين و بس
حکمت؟ تبعيد در زمين
همدمت در گناه ؟ حواي آشنا
ترسيده اي؟ کمي
زچه؟ که شوم من اسير خاک
آيا کسي به ملاقاتت آمده است؟ بلي
چه کس؟ گاهي فقط خدا
داري گلايه اي؟ ديگر گِله نه ولي...
ولي که چه؟حکمي چنين آن هم به يک گناه؟!!!!
دلتنگ گشته اي؟ زياد
براي که؟ تنها فقط خدا
آورده اي سند؟ بلي
چه؟دو قطره اشک
داري تو ضامني؟ بلي
چه کس؟ تنها کس خدا
در آخرين دفاع؟ مي خوانمش چنان که اجابت کند دعا



< >

+ طبق‌ بررسي‌ دانشمندان‌ ؛زنبور، بزرگ‌ ترين‌ هواشناس‌ دنيا است‌

نويسنده:هانيه .خ::: جمعه 7/2/1386::: ساعت 10:0 صبح
 طبق‌ بررسي‌ دانشمندان‌ ؛زنبور، بزرگ‌ ترين‌ هواشناس‌ دنيا است‌

















انگليسي‌ها مي‌گويند اگر زنبورها کمي‌ زود تر


 


از موعد مقرر بيايند، بطور قطع‌ دماي‌ هوا در


 


 آينده‌ نزديک‌ تغيير خواهد کرد.زنبورها معمولا


 


 در فصل‌ سرما به‌ خواب‌ زمستاني‌ مي‌روند،


 


 اما اگر زود از اين‌ خواببيرون‌ بيايند نشان‌



مي‌دهد که‌ هوا زود گرم‌ شده‌ است‌.دانشمنداني‌


 


که‌ امسال‌ اين‌قضيه‌ را در جاي‌ جاي‌ دنيا بررسي‌


 


کرده‌ اند دريافته‌ اند اين‌ زنبورها نه‌ تنها در بريتانيا،


 


 بلکه‌ در ديگر کشورهاي‌ دنيازوداز خواب‌ زمستاني‌


 


بيدار شده‌ اند که‌ اين‌ امر نشانمي‌دهد گرماي‌ جهاني‌ ‌


 


بسيار افزايش‌ يافته‌ است‌. محققان‌ مي‌گويند به‌


 


 نسبت‌ افزايش‌ زنبورها، گرماي‌ جهانينيز بالا‌


 


 خواهد رفت‌.به‌ هر حال‌ توجه‌ داشته‌ باشيد


 


زنبورها بزرگ‌ ترين‌ هشداري‌هستند که‌ خطرات‌ 


 


گرماي‌ جهاني‌ را به‌ ما گوشتزدخواهند کرد.


 



< >

+ مناجات کوچک با خالق عشق

نويسنده:هانيه .خ::: پنجشنبه 6/2/1386::: ساعت 10:0 صبح
خدايا! ما اگر بد کنيم،تو را بنده هاي خوب بسيار است، تو اگر مدارا

نکني ما را خداي ديگر کجاست ؟

 


خوشبختي بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم هاي گذشته، فراموش نکردن عبرت هاي گذشته، غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آينده

 


مهم اين نيست که قطره باشي يا اقيانوس، مهم اين است که آسمان در تو

  منعکس شود.

 


 لازمه ي خوشبختي جذب کردن چيزهاي تازه نيست، بلکه حذف کردن افکار کهنه

 است، افکاري که به هيچ دردي نمي خورند.

 


زندگي هنر نقاشي کردن است بدون استفاده از پاک کن سعي کن هميشه طوري زندگي کني که وقتي به گذشته برميگردي نيازي به پاک کن نداشته باشي.

 


اگه تو خدا را فراموش کردي اين رو بدون اون هرگز تو رو فرا موش نمي کنه چون دوست داره

 

 

 

خوشبختي و بدبختي براي يه مرد شجاع مثل دست راست و چپش مي مونه . اون هر دوشونو به کار مي‌بره

 

  

مردم به همان اندازه خوشبخت اند که خودشان تصميم ميگيرند. خوشبختي به سراغ کسي ميرود که فرصت انديشيدن در مورد بدبختي را نداشته باشد. دريا باش که اگر کسي سنگي به سويت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوي

               

 

منبع:سايت کوچولو


< >

+ التماس يک کودک براي مادر بد حجاب يا .......!!!!

نويسنده:هانيه .خ::: پنجشنبه 6/2/1386::: ساعت 1:0 صبح


فقط چند ثانيه به اين عکس  دوست نازنينم نگاه کنيد، نه به زني که حجابش مورد اعتراض خواهران نيروي انتظامي است  واينک مشتهايش، چادر مامور را به نشان التماس در مقابل پله هاي ميني بوس حامل بدحجابان، گرفته است.


  در امتداد مشت مادر، مشت کوچک ديگري هم به چادر مامور، چنگ انداخته است، کودکي که شانه هايش اگرچه براي تحمل اين همه تحقير شدن و تحقير شدن کوچک است اما زير دست و پاي مامور و مادر ، حالا ديگر چنان شانه هايش را خم کرده که گويي سنگيني بار فصل سردي از تارخ، از هم اکنون کمرش را شکسته و دارد ضجه مي زند. براي تحريک احساسات نيست اگر بگويم؛ هم صداي زنگ گريه اش را مي شنوم و هم صداي شکستن استخوانهاي کوچکش را.


با او تحقير شدم و با او ضجه زدم...


 


                                                                                                  منبع:masihalinejad.blogfa.com


 


 


 



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[6/5/1387- 2:35 ص] پل هاي زيادي هست که بايد آنها را ساخت
[18/4/1387- 3:2 ص] لحظه هاي بهتر بالاخره از راه ميرسند
[8/4/1387- 1:33 ص] يک نکته از دکتر علي شريعتي
[7/4/1387- 1:59 ص] شما عظيم تر از آن هستيد که فکر مي کنيد
[6/4/1387- 1:1 ص] رسيدن به کمال
[20/3/1387- 1:13 ص] فقر
[18/2/1387- 12:48 ص] چرا خداوند مادران را آفريد
[18/2/1387- 12:46 ص] فلسفه ملاصدرا درباره خدا
[9/2/1387- 12:45 ص] نقاشي هاي ناخودآگاه ، شخصيت شما را آشکار مي کند
[13/12/1386- 12:13 ص] فرستادن نامه به 500 قرن بعد
[آرشيو شده ها]


[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com