تعداد کل بازديد : 10350

  بازديد امروز : 2

  بازديد ديروز : 4

فروردین 86 - پرپرواز2

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

لينک دوستان

لوگوي دوستان

 

درباره خودم

< >

 

لينک به لوگوي من

فروردین 86 - پرپرواز2

 

حضور و غياب

يــــاهـو

 

فهرست موضوعي يادداشت ها

ادبي[130]
خبري[25]
ادبي 2[17]
حکايت ها[12]
اجتماعي[12]

 

بايگاني

فروردین 86 [8]
اردیبهشت 86 [4]
اسفند 85 [6]
بهمن 85 [6]
دی 85
ابان 85 [7]
مهر 85 [8]
شهريور85 [8]
مرداد 85 [16]
تیر 85 [15]
خرداد 85 [10]
اردیبهشت 85 [6]
جملاتی طلا تر از طلا [3]
زندگی زیباست
دانستنی ها [6]
مصاحبه
خبری [3]
سخن روز [4]
خرداد 86 [5]
تیر 86 [16]
مرداد 86 [12]
شهریور 86 [9]
مهر 86 [3]
ابان 86 [3]
اذر 86
دي86
بهمن 86
اسفند86 [3]
فروردين 87 [4]
ارديبهشت 87 [3]
net work [3]
خرداد 87 [2]

 

جستجوي سريع

 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

 

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

برترين خرد، شناخت آدمي به خويش است . هرکه خود را شناخت، خرد ورزيد و هرکه نشناخت گمراه شد . [امام علي عليه السلام]

< >

+ از خدا خواستم...

نويسنده:هانيه .خ::: دوشنبه 27/1/1386::: ساعت 3:14 عصر

از خدا خواستم...


از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد
خدا گفت: نه
رها کردن کار توست. تو بايد از آنها دست بکش.
از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد
خدا گفت: نه
شکيبايي زاده رنج و سختي است.
شکيبايي بخشيدني نيست، به دست آوردني است.
از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد
خدا گفت: نه
من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري
از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد
خدا گفت: نه
رنج و سختي ، تو را از دنيا دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند.
از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشد
خدا گفت: نه
بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي
من هر چيزي را که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم
و باز گفت: نه
من به تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري.
از خدا خواستم ياري ام دهد تا ديگران را دوست
بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند
و خدا گفت: آه، سرانجام چيزي خواستي تا من اجابت کنم



< >

+ آيا ميدانستيد؟

نويسنده:هانيه .خ::: چهارشنبه 22/1/1386::: ساعت 10:0 صبح

آيا ميدانستيد؟




1. آيا ميدانستيد اندونزي چهارمين کشور پر جمعيت دنيا بعد از چين ، هند و آمريکا ميباشد
2. آيا ميدانستيد که ايرانيها روزانه بطور متوسط حتي نصف استکان هم شير نــــــميخورند .
3. آيا ميدانستيد که شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پيش لباس بر تن ميکرده است.
4. آيا ميدانستيد که انسان امروز بطور متوسط شش سال از عمرش را تلويزيون نگاه ميکند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن ميکنيم و يک سومش را هم ميخوابد .
5. آيا ميدانستيد که نامهاي قديمي ترکيه ، روم شرقي و عثماني بوده است .
6. آيا ميدانستيد که دود سيگار موجود در محيط بيشتر از مصرف مواد قندي در پوسيدگي دندانهاي کودکان نقش دارد .
7. آيا ميدانستيد که پروانه ها، چشم هاي مرکب دارند که تعداد آنها گاهي به هجده هزار مي رسد .
8. آيا ميدانستيد که ما حتي در روزهاي ابري هم در معرض اشعه بنفش خورشيد مي باشيم ، بين هفتاد تا هشتاد درصد از اين نور ميتواند به راحتي از ابرها ردّ شوند.
9. آيا ميدانستيد که يک نوع پشه وجود دارد که در ثانيه هزار بار بال ميزند.
10. آيا ميدانستيد که نمک از پنج هزار سال پيش در سفره ما انسانها بوده است.
11. آيا ميدانستيد که خطر بيماري قلبي و سرطان ريه در افراد غير سيگاري که در خانه در معرض دود سيگار اطرافيانشان هستند، بيست و پنج درصد بيشتراز ديگران است.
12. آيا ميدانستيد که ستارگان آبي داغتر از خورشيد و قرمز ها سردتر از آن هستند.
13. آيا ميدانستيد که استرس تا 5 برابر سيستم ايمني بدن را پايين ميآورد.
14. آيا ميدانستيدي که پيشاني انسان مرکز دماي انسان است يعني اگر شما دماي پيشانيتان را تغيير دهيد دماي بدنتان هم به همان انداره تغيير ميکند اين يکي از دلايلي است که وقتي ما مي خواهيم ببينيم که آيا تب داريم يا نه دستمان را روي آن ميگذاريم.
15. آيا ميدانستيد که اگر روند شيوع سرطان درهمين حد بماند حدود سي و پنج درصد احتمال دارد که شمادر طول زندگي تان به يکي از انواع سرطان مبتلا شويد.
16. آيا ميدانستيد اگر تمام رگهاي خوني را در يک خط بگذاريم تقريبا 97000 کيلومتر ميشود .
17. آيا ميدانستيد که قويترين نيروهاي دنيا بترتيب عبارتند از : نيروي هسته اي ، الکترو مغناطيس و نيروي جاذبه.
19. آيا ميدانستيد که 1¡260¡000¡000¡000¡000¡000¡000 ليتر آب بروي کره زمين وجود دارد که اين مقدار در چرخه آب در گردش است..



< >

+ طالع بيني

نويسنده:هانيه .خ::: سه‏شنبه 21/1/1386::: ساعت 10:0 صبح

طالع بيني من درآوردي


هيچ کلکي در کارنيست! اين بازي بطرز شگفت آوري دقيق خواهد بود! البته بشرطي که تقلب نکنيد!
فقط به دستور العمل عمل نماييد و تقلب نکنيد، در غير اينصورت نتيجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد، آرزو خواهيد کرد که ايکاش تقلب نمي کرديد! اين حدوداً 3 دقيقه زمان خواهد برد تا شما را ديوانه کند!!
اين بازي نتيجه خنده دار و در عين حال شگفت انگيزي خواهد داشت! پيام را يکجا تا پايا ن نخوانيد بلکه مرحله به مرحله پيش برويد و عين دستورالعمل انجام دهيد!
نکته: زماني که ميخواهيد اسامي را بنويسيد اطمينان حاصل کنيد که اشخاصي هستند که شما آنها را مي شناسيد (تبصره از خودم: يعني اسم الکي يا بيخودي ننويسيد!!!)
مهم: همچنين بياد داشته باشيد که بهنگام نوشتن اسامي و عمل کردن به دستورالعمل از احساس و غريزه خود استفاده کنيد و بيخودي و بيش از حد فکر نکنيد بلکه آنچه که در آن لحظه به ذهنتان مي آيد را بنويسيد!
با زهم بايد گفته شود که به آرامي و مرحله به مرحله به انتهاي متن برويد در غير اينصورت نتيجه درست نخواهد بود و آنرا ضايع خواهيد کرد!
(باز هم تبصره از خودم: اين رو بخاطر اين چندين بار تکرار کرده که آدمهاي فضول ببخشيد کنجکاو خودشونو کنترل کنن!!!)
خوب حالا يک قلم و يک برگ کاغذ آماده کنيد.

1- اول از هر چيز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستوني يا رديفي (زير هم) بر روي کاغذ بنويسيد.
2- سپس در جلوي رديف (ستون) 1 و 2 هر عددي را که مايليد بنويسيد.
3- حال در جلوي رديف 3 و رديف 7 نام شخصي را از جنس مخالف بنويسيد.
== قرار نشد به پايين نگاه کنيد! تقلب ممنوع !!=
4- نام اشخاصي را که مي شناسيد (چه دوست يا اعضاي خانواده يا فاميل) در جلوي رديفهاي 4، 5 و 6 بنويسيد.
5- در رديفهاي 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنيوسيد (در جلوي هر رديف نام يک ترانه)
6- اکنون نهايتا ميتوانيد يک آرزو کنيد!!

و حالا کليد رمز گشايي اين بازي:


.....


..............


..........................


....................................


...............................................


......................................................


............................................................
1- عددي را که در رديف 2 نوشته ايد مشخص کننده تعداد اشخاصي است که شما بايد در باره اين بازي به آنها بگوييد!
2- شخصي که نامش در رديف 3 قيد شده کسي است که شما عاشقش هستيد!!!
3- شخصي که نامش در رديف 7 قيد شده کسي است که شما دوستش داريد ولي با هم نمي سازيد (يا به تعبير ديگر عاقبت خوشي نخواهد داشت!)!!!
4- شخص شماره 4 کسي است که شما بيش از همه به او اهميت ميدهيد!
5- شخص شماره 5 کسي است که شما را بسيار خوب مي شناسد.
6- شخصي که نامش در رديف 6 قيد شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسي) شماست!
7- آهنگ قيد شده در رديف 8 با شخص شماره 3 تطبيق مي کند (مرتبط است)!!!
8- آهنگ شماره 9 آهنگي براي شخص شماره 7 است!
9- آهنگ شماره 10 آهنگي است که بيش از همه افکار شما را بازگو مي کند!
10- و بالاخره شماره 11 آهنگي است که مي گويد شما در باره زندگي چه احساسي داريد!!!!

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولي بنظر مي آيد که درست باشه!



< >

+ آيا ميدانستيد؟

نويسنده:هانيه .خ::: دوشنبه 20/1/1386::: ساعت 10:0 صبح

آيا ميدانستيد؟




1. آيا ميدانستيد حس بويايي انسان قادر به دريافت وتشخيص ده هزار بوي متفاوت است .
2. آيا ميدانستيد يک قطره آب داراي يک‌صد ميليارد اتم است .
3. آيا ميدانستيد که تعداد افرادي که سالانه از نيش زنبور ميميرند بيشتر از کساني است که سالانه از نيش مار ميميرند .
4. آيا ميدانستيد که خورشيد روزانه معادل صد و بيست و شش هزار ميليارد اسب بخار ،انرژي به زمين مي‌فرستد.
5. آيا ميدانستيد که گرده گل هرگز فاسد نمي شود و از محدود مواد طبيعي است که تا زمان نا محدودي باقي مي ماند
6. آيا ميدانستيد که حس بويايي خرس تقريبا صد برابر قوي تر از انسان است
7. آيا ميدانستيد که تا قرن پنجم ميلادي متوسط عمر مردم اروپا از سي سال فراتر نمي‌رفت
8. آيا ميدانستيد مغز فيزيکدان نابغه، آلبرت اينشتين پانزده درصد از حجم مغز انسان عادي بزرگتر بود
9. آيا ميدانستيد تنها چيزي که در اسيد حل نمي‌شود الماس است و فقط خيلي زياد آن را از بين مي‌برد
10. آيا ميدانستيد که هنگام صحبت براي بيا ن هر کلمه هفتاد و دو ماهيچه به کار گرفته مي‌شود
11. آيا ميدانستيد که اگر تکثير باکتري تا بيست و چهار ساعت ادامه يابد ، توده دو تني از يک باکتري بوجود مي آيد
12. آيا ميدانستيد يک ميليون سياره به اندازه زمين در خورشيد جاي مي گيرد
13. آيا ميدانستيد که خرسها موجوداتي چپ دست هستند
14. آيا ميدانستيد که هر يک ليتر بنزين معادل بيســــــــت و سه و نيم تــــــــن گياهان مدفون شده در قرنها پيش است
15. آيا ميدانستيد که آلباتوس که يک نوع مرغ دريايي ست بلندترين بالها را دارد فاصله دو نوک بالهاي او تا دو متر ميرسد و درضمن آنها مي توانند در حال پرواز بخوابند
16. آيا ميدانستيد کوه قره قوروم در هند بعد از کوه هيماليا با تفاضل دويست و سه و هفت متر بلندترين کوه دنيا ميباشد
17. آيا ميدانستيد هر ساله حدود پانصد شهاب‌سنگ نسبتا" بزرگ به زمين برخورد مي‌کند
18. آيا ميدانستيد 17 هزار نوع زنبور در جهان شناسايي شده است
19. آيا ميدانستيد که بلندي شترمرغ به دو متر و نيم و وزنش به 90 کيلو ميرسد
20. آيا ميدانستيد که لاکپشت در بين جانوران جهان، طولاني ترين عمر را دارد و ممکن است تا150سال عمر کند



< >

+ يک داستان کوتاه أموزنده

نويسنده:هانيه .خ::: يکشنبه 19/1/1386::: ساعت 10:0 صبح

يک داستان کوتاه أموزنده

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .
هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .
ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :
- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟
مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !
گاهي ما نيز همانند همان مرد، شانس هاي بزرگ، شغل هاي بزرگ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم. چون ايمانمان کم است .ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم. خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .
اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني . هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .
به ياد داشته باش :
به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،
به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است .



< >

+ عشق و ديوانگي

نويسنده:هانيه .خ::: شنبه 18/1/1386::: ساعت 10:0 صبح

عشق و ديوانگي


 در زمان‌هاي بسيار قديم وقتي هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود فضيلت‌ها و تباهي‌ها همه‌جا شناور بودند. آن‌ها از بيکاري خسته و کسل شده بودند. روزي همة فضايل و تباهي‌ها دور هم جمع شدند، خسته‌تر و کسل‌تر از هميشه. ناگهان ذکاوت ايستاد و گفت: بياييد يک بازي بکنيم، مثلاً قايم باشک.
همه از پيشنهاد او شاد شدند. ديوانگي فوراً فرياد زد: من چشم مي‌گذارم. از آن جايي که هيچ‌کس نمي‌خواست به دنبال ديوانگي بگردد، همه قبول کردند که او چشم بگذارد و او به دنبال آن‌ها بگردد. ديوانگي جلوي درختي رفت و چشم‌هايش را بست و شروع به شمردن کرد:
يک، دو، سه ...
لطافت خود را به شاخ ماه آويزان کرد، خيانت داخل انبوهي از زباله پنهان شد، اصالت در ميان ابرها پنهان شد، هوس به مرکز زمين رفت، طمع داخل کيسه‌اي که خودش دوخته بود مخفي شد. ديوانگي مشغول شمردن: 79 و 80 و همه پنهان شده بودند به‌جز عشق که مردّد بود و نمي‌توانست تصميم بگيرد. جاي تعجّب هم نيست، مي‌دانيم که پنهان کردن عشق مشکل است.
در همين حال ديوانگي به پايان شمارش رسيد: 95، 96 و ...
هنگامي که ديوانگي به صد رسيد، عشق پريد و در بين يک بوتة رز پنهان شد. ديوانگي فرياد زد که دارم مي‌آيم.
اوّلين کسي را که پيدا کرد تنبلي بود زيرا تنبلي، تنبلي‌اش آمده بود جايي پنهان شود. لطافت را يافت که به شاخ ماه آويزان بود، دروغ ته چاه، هوس در مرکز زمين. يکي يکي همه را پيدا کرد به جز عشق.
او از يافتن عشق نااميد شده بود.
حسادت در گوش‌هايش زمزمه کرد که تو فقط عشق را بايد پيدا کني و او پشت بوتة گل رز است.
ديوانگی شاخة چنگک مانندی را از درخت کند و با شدّت و هیجان زیادی آن‌را در بوتة گل فرو کرد. دوباره، دوباره، تا با صدای ناله‌ای متوقّف شد. عشق از پشت بوته بیرون آمد. با دست‌هایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشت‌هایش قطرات خون بیرون می‌زد. شاخه‌ها به چشمان عشق فرو رفته بودند. او نمی‌توانست جایی را ببیند، او کور شده بود.
دیوانگی گفت: من چه کردم؟ من چه کردم؟ چگونه می‌توانم تو را درمان کنم و عشق پاسخ داد: تو نمی‌توانی مرا درمان کنی، امّا اگر می‌خواهی کاری کنی راهنمای من شو.
و از آن روز است که عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار او.

برداشت از: ماهنامة رایانه خبر – سال دوّم – شماره 10 – اسفندماه 1383



< >

+ امضا

نويسنده:هانيه .خ::: جمعه 17/1/1386::: ساعت 10:0 صبح

امضا


1- کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،انسانهاي منطقي هستند .
2- کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند .
3- کساني که از خطوط عمودي استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند .
4-کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي هستند .
5- کساني که با فشارامضاء مي کنند ، در کودکي سختي کشيده اند .
6- کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند .
7- کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را در فاميل برتر مي دانند.
8- کساني که در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت هستند .
9- کساني که اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زننداحتمالاً شخصيت خود را نشناخته اند.
10-کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي کنند ، کساني هستند که مي خواهند به قله برسند



< >

+ حکايت

نويسنده:هانيه .خ::: پنجشنبه 16/1/1386::: ساعت 10:0 صبح
روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان کم رفت و آمدي مي گذشت.ناگهان از بين دو اتو مبيل پارک شده در کنار خيابان يک پسر بچه آجري به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد کرد.مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد که اتومبيلش صدمه زيادي ديده است.
به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.پسرک گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو،جايي که برادر فلجش از روي صندلي چرخ دار به زمين افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت: اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت کسي از آن عبور مي کند.برادر بزرگم از روي صندلي چرخ دارش به زمين افتاد و من زور کافي براي بلند کردنش ندارم.براي اينکه شما را متوقف کنم،ناچار شدم از پاره آجر استفاده کنم.
مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذرخواهي کرد؛برادر پسرک را بلند کرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به آرامي به راهش ادامه داد.
در زندگي چنان با سرعت حرکت نکنيد که ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به سويتان پرتاب کنند!
خدا در روح ما زمزمه مي کند و با قلب ما حرف مي زند،اما بعضي وقت ها،زمانيکه ما وقت نداريم گوش کنيم،او مجبور مي شود پاره آجري به سوي ما پرتاب کند.اين انتخاب خودمان است که گوش کنيم يا نه.


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[6/5/1387- 2:35 ص] پل هاي زيادي هست که بايد آنها را ساخت
[18/4/1387- 3:2 ص] لحظه هاي بهتر بالاخره از راه ميرسند
[8/4/1387- 1:33 ص] يک نکته از دکتر علي شريعتي
[7/4/1387- 1:59 ص] شما عظيم تر از آن هستيد که فکر مي کنيد
[6/4/1387- 1:1 ص] رسيدن به کمال
[20/3/1387- 1:13 ص] فقر
[18/2/1387- 12:48 ص] چرا خداوند مادران را آفريد
[18/2/1387- 12:46 ص] فلسفه ملاصدرا درباره خدا
[9/2/1387- 12:45 ص] نقاشي هاي ناخودآگاه ، شخصيت شما را آشکار مي کند
[13/12/1386- 12:13 ص] فرستادن نامه به 500 قرن بعد
[آرشيو شده ها]


[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com