تعداد کل بازديد : 10350

  بازديد امروز : 2

  بازديد ديروز : 4

شهريور85 - پرپرواز2

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

لينک دوستان

لوگوي دوستان

 

درباره خودم

< >

 

لينک به لوگوي من

شهريور85 - پرپرواز2

 

حضور و غياب

يــــاهـو

 

فهرست موضوعي يادداشت ها

ادبي[130]
خبري[25]
ادبي 2[17]
حکايت ها[12]
اجتماعي[12]

 

بايگاني

فروردین 86 [8]
اردیبهشت 86 [4]
اسفند 85 [6]
بهمن 85 [6]
دی 85
ابان 85 [7]
مهر 85 [8]
شهريور85 [8]
مرداد 85 [16]
تیر 85 [15]
خرداد 85 [10]
اردیبهشت 85 [6]
جملاتی طلا تر از طلا [3]
زندگی زیباست
دانستنی ها [6]
مصاحبه
خبری [3]
سخن روز [4]
خرداد 86 [5]
تیر 86 [16]
مرداد 86 [12]
شهریور 86 [9]
مهر 86 [3]
ابان 86 [3]
اذر 86
دي86
بهمن 86
اسفند86 [3]
فروردين 87 [4]
ارديبهشت 87 [3]
net work [3]
خرداد 87 [2]

 

جستجوي سريع

 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

 

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

بهترين همدم، دانش است . [امام علي عليه السلام]

< >

+ آيا ميدانيد؟

نويسنده:هانيه .خ::: سه‏شنبه 21/6/1385::: ساعت 10:58 صبح
آيا ميدانستي که در عطسه ي کنترل نشده از طرف يک شخص بيمار پنج هزار قطره هاي ريزي که حاوي ويروس ميباشد در فضا پخش ميشود؟






آيا ميدانستي لايه بيروني پوست انسان هر دو هفته يکبار با سلولهاي جديد تعويض ميشود؟






آيا ميدانستي چين بيشتر از هر کشوري همسايه دارد، چين با سيزده کشور هم مرز است






آيا ميدانستي موريانه ها قادرند تا 2 روز زير آب زنده بمانند






آيا ميدانستي که کبد انسان بين سيصد تا پانصد روز کاملا نو ميشود، يعني اينکه از سلولهاي جديدي برخوردار ميشود؟






آيا ميدانستي که داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد؟






آيا ميدانستي درازترين دم به سوسمار آبهاي شور تعلق دارد که درازاي آن به سه متر ميرسد؟






آيا ميدانستي قدمت خالکوبي به بيش از 5000 سال ميرسد؟






آيا ميدانستي که کبوتر ماده اگر تنها و دور از هم جنسان خود باشد نمي تواند تخم بگذارد، امّا اگر خود را در آيينه ببيند به تصور اينکه کبوتر ديگري وجود دارد تخم ميگذارد؟






راستي ميدانيد تا چه عمقي ميتوان بدون وسايل غواصي شنا کرد؟ بايستي بگوييم که در سال نود و شش ميلادي يک غواص کوبايي بنام فرانسيسکو فرارس توانست بدون هيچ گونه وسايل غواصي تا عمق صد و سي متري برود و بدين طريق رکورد جهان را بنام خود ثبت کند. ولي با وسايل بسيار پيشرفته غواصي ميتوان تا عمق هشتصد متري هم رفت ، اين وسايل بيشتر در صنعت نفت براي مته کردن کف دريا استفاده ميشود






آيا ميدانستي مورچه هاي جوان زير نظر مورچه هاي بخصوصي که نقش معلم را دارند تعليم داده ميشوند؟


< >

+ راز زندگي

نويسنده:هانيه .خ::: سه‏شنبه 14/6/1385::: ساعت 9:0 صبح

راز زندگي

در افسانه ها آمده روزي که خداوند جهان را آفريد
فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواند
و از آنها خواست تا براي پنهان کردن راز زندگي پيشنهاد بدهند
يکي از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمين مدفون کن
فرشته ديگري گفت آن را در زير درياها قرار بده
سومي گفت راز زندگي را در کوهها قرار بده
ولي خداوند فرمود اگر من بخواهم به گفته هاي شما عمل کنم
فقط تعداد کمي از بندگانم قادر خواهند بود آن را بيابند
در حال که من مي خواهم راز زندگي در دستر س همه بندگانم باشد
در اين هنگام يکي از فرشتگان گفت فهميدم کجا اي خداي مهربان
راز زندگي را در قلب بندگانت قرار بده
زيرا هيچکس به اين فکر نمي افتد که براي پيدا کردن آن بايد به قلب
و درون خودش نگاه کند و خداوند اين فکر را پسنديد



< >

+ قصه درويش

نويسنده:هانيه .خ::: دوشنبه 13/6/1385::: ساعت 9:0 صبح

قصه درويش

درويشي قصه زير را تعريف مي کرد :

يکي بود يکي نبود مردي بود که زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود.
وقتي مُرد همه مي گفتند به بهشت رفته است آدم مهرباني مثـل او حتما ً به بهشت مي رود .
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي کيفيت فراگير نرسيده بود و استـقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد.
فرشته نگهباني که بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به فهرست نام ها انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به جهنم فرستاد .
در جهنم هيچ کس از آدم دعوت نامه يا کارت شناسايي نمي خواهد هر کس به آنجا برسد مي تواند وارد شود.
مَرد وارد شد و آنجا ماند .
چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت اين کار شما تروريسم خالص است.
نگهبان که نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد: چه شده ؟
شيطان که از خشم قرمز شده بود گفت : آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده وکار و زندگي ما را به هم زده.از وقتي که رسيده نشسته و به حرف هاي ديگران گوش مي دهد و به درد و دلشان مي رسد.حالا همه دارند درجهنم با هم گفت و گو مي کنند يکديگر را در آغوش مي کشند و مي بوسندجهنم جاي اين کارها نيست! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد.
وقتي قصه به پايان رسيد درويش گفت :
با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند.



< >

+ آيا ميدانستي؟

نويسنده:هانيه .خ::: يکشنبه 12/6/1385::: ساعت 9:0 صبح
آيا ميدانستي عريض ترين آبشار جهان خن در لائوس است که عرضي برابر تقريبا" يازده کيلومتر و ارتفاعي بين پانزده تا بيست و يک متر دارد





 

آيا ميدانستي 105 سال پيش گروه هاي خوني کشف شد، قبل از آن صدها هزار نفر بخاطر تزريق خون از گروه هاي متفاوت جان خود را از دست داده بودند





 

آيا ميدانستي که بدن انسان آمادگي اين را دارد که در عرض يک ساعت دو ليتر عرق توليد کند؟





 

آيا ميدانستي که ميشود با چشم غير مجهز تا شش هزار ستاره را در آسمان مشاهده کرد؟





 

آيا ميدانستي فاصله کره ماه از زمين چهارصد هزار کيلومتر ميباشد؟





 

آيا ميدانستي اگر تمامي جمعيت کره زمين يکي يکي بر دوش هم مياستادند، بلنداي آنها به هشت ميليون کيلومتر ميرسيد





 

آيا ميدانستي تايوان از نظر موقعيت جغرافيايي در خطرناکترين نقطه جهان قرار دارد منظور از نظر بلاياي طبيعي ميباشد





 

آيا ميدانستي خورشيد از فاصله صــــــــــــد هزار سال نوري هم ديده ميشود؟





 

آيا ميدانستي که لئوناردو داوينچي نابغه ايتاليايي پانصد و سي سال پيش هواپيما، هليکوپتر، اتوبوس، لباس غواسي و ...... را طراحي کرده بود؟





 

آيا ميدانستي که اخيرا" قرصهايي به دنياي پزشکي ارائه شده است که با خوردن آن خاطرات دلخراش ديگر باعث ناراحتي بيمار نميشود، بدين صورت که خاطرات در ذهن بيمار باقي ميماند ولي ديگر با بياد آوردن آنها دچار افسردگي نميشود





 

آيا ميدانستي «يسپر کيتينگ» آمريکايي، چهل و پنج سال پيش از سي و يک کيلـــــــــومتري زمين خود را با چتر نجات به پايين پرت کرد و هنوز کسي رکورد او را نتوانسته است بشکند؟


< >

+ اگر رفيق شفيقي درست پيمان باش

نويسنده:هانيه .خ::: يکشنبه 5/6/1385::: ساعت 8:0 صبح

اگر رفيق شفيقي درست پيمان باش








اگر رفيق شفيقي درست پيمان باش
شکنج زلف پريشان به دست باد مده
گرت هواست که با خضر همنشين باشي
زبور عشق نوازي نه کار هر مرغيست
طريق خدمت و آيين بندگي کردن
دگر به صيد حرم تيغ برمکش زنهار
تو شمع انجمني يک زبان و يک دل شو
کمال دلبري و حسن در نظربازيست
خموش حافظ و از جور يار ناله مکن


حريف خانه و گرمابه و گلستان باش
مگو که خاطر عشاق گو پريشان باش
نهان ز چشم سکندر چو آب حيوان باش
بيا و نوگل اين بلبل غزل خوان باش
خداي را که رها کن به ما و سلطان باش
و از آن که با دل ما کرده​اي پشيمان باش
خيال و کوشش پروانه بين و خندان باش
به شيوه نظر از نادران دوران باش
تو را که گفت که در روي خوب حيران باش



< >

+ انتخاب

نويسنده:هانيه .خ::: يکشنبه 5/6/1385::: ساعت 8:0 صبح

انتخاب


از بهشت‌ که‌ بيرون‌ آمد، دارايي‌اش‌ فقط‌ يک‌ سيب‌ بود. سيبي‌ که‌ به‌ وسوسه‌ آن‌ را چيده‌ بود.و مکافات‌ اين‌ وسوسه‌ هبوط‌ بود.فرشته‌ها گفتند: تو بي‌ بهشت‌ مي‌ميري. زمين‌ جاي‌ تو نيست. زمين‌ همه‌ ظلم‌ است‌ و فساد. و انسان‌ گفت: اما من‌ به‌ خودم‌ ظلم‌ کرده‌ام...
زمين‌ تاوان‌ ظلم‌ من‌ است. اگر خدا چنين‌ مي‌خواهد، پس‌ زمين‌ از بهشت‌ بهتر است.خدا گفت: برو و بدان‌ جاده‌اي‌ که‌ تو را دوباره‌ به‌ بهشت‌ مي‌رساند، از زمين‌ مي‌گذرد، از زميني‌ آکنده‌ از شر و خير، از حق‌ و از باطل، از خطا و از صواب؛ و اگر خير و حق‌ و صواب‌ پيروز شد، تو بازخواهي‌ گشت. وگرنه...
و فرشته‌ها هم‌ گريستند.اما انسان‌ نرفت. انسان‌ نمي‌توانست‌ برود. انسان‌ بر درگاه‌ بهشت‌ وامانده‌ بود. مي‌ترسيد و مردد بود.و آن‌ وقت‌ خدا چيزي‌ به‌ انسان‌ داد. چيزي‌ که‌ هستي‌ را مبهوت‌ کرد و کائنات‌ را به‌ غطبه‌ واداشت.انسان‌ دست‌هايش‌ را گشود و خدا به‌ او «اختيار» داد.خدا گفت: حال‌ انتخاب‌ کن. زيرا که‌ تو براي‌ انتخاب‌ کردن‌ آفريده‌ شدي. برو و بهترين‌ را برگزين‌ که‌ بهشت‌ پاداش‌ به‌ گزيدن‌ توست.عقل‌ و دل‌ و هزاران‌ پيامبر نيز با تو خواهد آمد تا تو بهترين‌ را برگزيني.و آنگاه‌ انسان‌ زمين‌ را انتخاب‌ کرد. رنج‌ و نبرد و صبوري‌ را, و اين‌ آغاز انسان‌ بود.



< >

+ باورهاي محدودکننده گذشته

نويسنده:هانيه .خ::: شنبه 4/6/1385::: ساعت 7:52 عصر

باورهاي محدودکننده گذشته


فيل‌بانان تنها با درک يک نکته و به شيوه‌اي بسيار ساده، فيل‌هاي عظيم‌الجثه را کنترل مي‌کنند. وقتي فيل هنوز بچه فيل است، يک پايش را با طناب محکمي به تنة درختي مي‌بندند. بچه فيل، هرچه تقلا مي‌کند، نمي‌تواند خودش را آزاد کند. اندک اندک بچه فيل با اين تصور عادت مي‌کند که تنة درخت از او نيرومند‌تر است.
هنگامي که بچه فيل بزرگ مي‌شود و قدرت شگرفتي مي‌يابد، تنها کافي است ريسماني نازک به دور پاي فيل گره زده شود و به يک نهال کوچک بسته شود. جالب اينکه فيل هيچ تلاشي براي آزاد کردن خودش نمي‌کند.
همچون فيل‌ها، پاهاي ما نيز اغلب اسير باورهاي شکننده‌اند، اما از آنجا که در گذشته به قدرت تنة درخت عادت کرده‌ايم، شهامت مبارزه را نداريم.
بي‌آن که بدانيم که تنها يک عمل متهورانه ساده براي دست يافتن ما به موفقيت کافي است . .



< >

+ داستان کوتاه

نويسنده:هانيه .خ::: شنبه 4/6/1385::: ساعت 7:42 عصر

داستان کوتاه

در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين که عکس العمل مردم را ببيند
خودش را در جايي مخفي کرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از کنار تخته سنگ مي گذشتند.
بسياري هم غرولند مي کردندکه اين چه شهري است که نظم ندارد.
حاکم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ...
با وجود اين هيچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمي داشت .
نزديک غروب، يک روستايي که پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديک سنگ شد.
بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناري قرار داد.
ناگهان کيسه اي را ديد که زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، کيسه را باز کرد و داخل آن سکه هاي طلا
و يک يادداشت پيدا کرد. پادشاه درآن يادداشت نوشته بود :
" هر سد و مانعي مي تواند يک شانس براي تغيير زندگي انسان باشد



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[6/5/1387- 2:35 ص] پل هاي زيادي هست که بايد آنها را ساخت
[18/4/1387- 3:2 ص] لحظه هاي بهتر بالاخره از راه ميرسند
[8/4/1387- 1:33 ص] يک نکته از دکتر علي شريعتي
[7/4/1387- 1:59 ص] شما عظيم تر از آن هستيد که فکر مي کنيد
[6/4/1387- 1:1 ص] رسيدن به کمال
[20/3/1387- 1:13 ص] فقر
[18/2/1387- 12:48 ص] چرا خداوند مادران را آفريد
[18/2/1387- 12:46 ص] فلسفه ملاصدرا درباره خدا
[9/2/1387- 12:45 ص] نقاشي هاي ناخودآگاه ، شخصيت شما را آشکار مي کند
[13/12/1386- 12:13 ص] فرستادن نامه به 500 قرن بعد
[آرشيو شده ها]


[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com