تعداد کل بازديد : 10350

  بازديد امروز : 2

  بازديد ديروز : 4

چرا خداوند مادران را آفريد - پرپرواز2

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

لينک دوستان

لوگوي دوستان

 

درباره خودم

< >

 

لينک به لوگوي من

چرا خداوند مادران را آفريد - پرپرواز2

 

حضور و غياب

يــــاهـو

 

فهرست موضوعي يادداشت ها

ادبي[130]
خبري[25]
ادبي 2[17]
حکايت ها[12]
اجتماعي[12]

 

بايگاني

فروردین 86 [8]
اردیبهشت 86 [4]
اسفند 85 [6]
بهمن 85 [6]
دی 85
ابان 85 [7]
مهر 85 [8]
شهريور85 [8]
مرداد 85 [16]
تیر 85 [15]
خرداد 85 [10]
اردیبهشت 85 [6]
جملاتی طلا تر از طلا [3]
زندگی زیباست
دانستنی ها [6]
مصاحبه
خبری [3]
سخن روز [4]
خرداد 86 [5]
تیر 86 [16]
مرداد 86 [12]
شهریور 86 [9]
مهر 86 [3]
ابان 86 [3]
اذر 86
دي86
بهمن 86
اسفند86 [3]
فروردين 87 [4]
ارديبهشت 87 [3]
net work [3]
خرداد 87 [2]

 

جستجوي سريع

 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

 

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

تو به حقّ دانا باش و بدان عمل کن، خداي سبحان تو را مي رهاند . [امام علي عليه السلام]

< >

+ چرا خداوند مادران را آفريد

نويسنده:هانيه .خ::: چهارشنبه 18/2/1387::: ساعت 12:48 صبح

چرا خداوند مادران را آفريد

وقتي خدا مادران را مي آفريد در روز ششم تا ديروقت کار مي کرد.
فرشته‌اي اومد و پرسيد: چرا اينقدر روي اين يکي وقت مي گذاري؟
و خدا پاسخ داد :
مي دوني چه خصوصياتي در نظر گرفتم تا درستش کنم ؟
بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيکي نباشه. بيش از 200 قسمت قابل حرکت داشته باشه که قابل تعويض باشند. و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده کنه. .بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره . با يه بوسه که از زانوي زخمي تا قلب شکسته رو شفا بده. و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده.
فرشته تحت تأثير قرار گرفته بود .
فقط دو تا دست غير ممکنه . مطمئني اين يک مدل درست و استاندارده ؟
اين همه کار براي امروز زياده بقيه‌اش رو بگذار براي فردا و تکميلش کن
نمي تونم ديگه آخراي کارمه. چيزي نمونده که موجودي را که محبوب قلبم هست رو کامل کنم.
وقتي بيمار مي شه خودش، خودش رو معالجه مي کنه و مي تونه 18 ساعت در روز کارکنه .
فرشته نزديکتر اومد و زن رو لمس کرد:
اين که خيلي لطيفه!!
بله لطيفه. ولي خيلي قوي درستش کردم . نمي توني تصور کني چه چيزهايي رو مي تونه تحمل کنه و بر چه مشکلاتي پيروز بشه.
فرشته پرسيد : مي تونه فکر کنه ؟
خدا پاسخ داد : نه تنها فکر مي کنه مي تونه استدلال و بحث و گفتگو کنه .
فرشته گونه زن رو لمس کرد: "خدا فکر کنم بار مسئوليت زيادي بهش دادي ! سوراخ شده و داره چکه مي کنه !"
خدا اشتباه فرشته رو تصحيح کرد : چکه نمي کنه - اين اشکه .
فرشته پرسيد :به چه دردي مي خوره ؟
اشکها روش او هستند تا غمهاش، ترديدهاش، عشقش ، تنهائيش، رنجش و غرورش را بيان کنه .
فرشته هيجان زده گفت :خداوندا تو نابغه اي فکر تمام چيز هاي خارق العاده رو براي ساختن مادرها کرده اي ..
فقط يک چيزش خوب نيست.
خودش فراموش مي کنه که چقدر با ارزشه .

اين متن رو براي تمام دوستان خانم خودتون بفرستيد تا بدونند که چقدر فوق‌العاده هستند
و همينطور براي آقايان که گاهي لازمه بهشون يادآوري بشه



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[6/5/1387- 2:35 ص] پل هاي زيادي هست که بايد آنها را ساخت
[18/4/1387- 3:2 ص] لحظه هاي بهتر بالاخره از راه ميرسند
[8/4/1387- 1:33 ص] يک نکته از دکتر علي شريعتي
[7/4/1387- 1:59 ص] شما عظيم تر از آن هستيد که فکر مي کنيد
[6/4/1387- 1:1 ص] رسيدن به کمال
[20/3/1387- 1:13 ص] فقر
[18/2/1387- 12:48 ص] چرا خداوند مادران را آفريد
[18/2/1387- 12:46 ص] فلسفه ملاصدرا درباره خدا
[9/2/1387- 12:45 ص] نقاشي هاي ناخودآگاه ، شخصيت شما را آشکار مي کند
[13/12/1386- 12:13 ص] فرستادن نامه به 500 قرن بعد
[آرشيو شده ها]


[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com